زمستون
-
تاریخ: 1398/11/22 ساعت: 1:06
سلام سلامتوی همه ی این شلوغی ها گاهی سر زدن به اینجا یه حس خوب به آدم میدهگاهی هم وقتی شادی دلت میخواد بیای اینجاگاهی وقتی غمگینیامشب واسه من به این دلیل بود که امروز کاملا بیکار بودم و توی خونهدیگه ی
اصحاب کهف ...
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 22:58
چقدر اینجا عوض شده اون موقع که اینجا فعال بود پراید 5 میلیون بود
پس از مدتها...
-
تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 15:40
سلامدوستان عزیز و فراموش نشدنی کامپیوتر صفاشهرمن سارا یکی از اعضای این وبلاگ که نه ساکن استان فارسم و نه دانشجوی صفاشهر و رشته کامپیوترولی اوقات خوشی از 18 سالگیمو کنار شما گذروندمو این باعث شده هیچوقت فراموشتون نکنم..امیدوارم سیل به شما آسیبی نرسونده باشهمراقب خودتون باشید ساراگلستان. کلاله
دوستی
-
تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 6:54
دیر زمان بود میخواستم به هزار بهانه برایِ تو بنویسم. کیفیت ها یی هست که من ندارم و دلَ م میخواست میداشتم؛ امّا راهَ ش انگار، پیدا نمیشود. شاید هم راست راستی دلَ م نمیخواهد. یکی این که مدام از یاد
برنمیگردم
-
تاریخ: 1397/4/31 ساعت: 18:10
برنمی گردم ، نه !میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد عشق زیباست و حرمت دارد . . . سهراب_سپهری
پاییز و غمِ بینهایتش
-
تاریخ: 1397/4/31 ساعت: 18:10
پاییز که میشه ما بیاختیار میریم اتاقِ جمشید. پاییز یههو میآد، توو یهروز، مثل بهار و بقیه. صپ زود بیدار میشی میبینی حیاط شده طوفان رنگ و رنگ که برپا در دیده میکند. ما هم مثل عوامالناس، مثل
سلام
-
تاریخ: 1397/4/31 ساعت: 18:10
سلام سلامی به گرمای وجودتان..... عشق را باید در همین چند خط جستجو کرد....
نیمه ی آذر
-
تاریخ: 1397/4/31 ساعت: 18:10
بسیار ملامتم بکردند کاندر پی او مرو که بدخوست ای سخت دلان سست پیمان این شرط وفا بود که بیدوست سعدیِ جان
یه سوال
-
تاریخ: 1397/4/31 ساعت: 18:10
سلام دوستان من میخوام یه سایت طراحی کنم البته امنیتش از همه چیز مهمتره خودم که هیچی یادم نیست رفتم تو اینترنت بسته آموزشی اون رو بخرم هفتاد دقیقه فیلم آموزشی که باید دانلود کنی صد تومن قیمتشه .حالا اگه کسی بلده که خودش بهمآموزش بده درقالب فیلم یا پی دی اف از صفر تا صدش البته با قیمت مناسب بهم اطلاع ...
خمارآلودگان
-
تاریخ: 1397/3/12 ساعت: 16:59
ای که چون خُم تا به گردن در میان باده ای از خمارآلودگان گاهی به ساغر یاد کن... صائب تبریزى + نوشته شده در ۱۳۹۷/۰۲/۰۲ ساعت 11:19 توسط امین برزگر | Let's block ads! (Why?)
نه
-
تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 23:03
معرفي وبلاگ:عزيزان اين وبلاگي كه هم اكنون ميبينيد وبلاگه همين،،،،خارج از شوخي:اين وب از بچه هاي كامپيوتر هست.و ما بچه ها براي آشنايي بيشتر با شما و همينطور صميميت و روحيه ي همكاري و تعاون بين خودمان و ايجاد حس ايثار ،گذشت و دوست داشتن اين وب رو طراحي كرديم.و هدفمان فقط اينه كه چند دقيقه اي بخارج از ...
ما
-
تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 23:03
معرفي وبلاگ:عزيزان اين وبلاگي كه هم اكنون ميبينيد وبلاگه همين،،،،خارج از شوخي:اين وب از بچه هاي كامپيوتر هست.و ما بچه ها براي آشنايي بيشتر با شما و همينطور صميميت و روحيه ي همكاري و تعاون بين خودمان و ايجاد حس ايثار ،گذشت و دوست داشتن اين وب رو طراحي كرديم.و هدفمان فقط اينه كه چند دقيقه اي بخارج از ...
دوباره
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 14:37
می آیم می آیم می آیمبا گیسویم : ادامه بوهای زیر خاکبا چشمهایم : تجربه های غلیظ تاریکیبا بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوارمی آیم می آیم می آیمو آستانه پر از عشق می شود و من در آستانه به آنها که دوستمی دارندو دختری که هنوز آنجادر آستانه پرعشق ایستاده سلامی دوباره خواهم داد فروغ
ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 14:37
از نامه های بابا لنگ دراز به جودی جودی! کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمی کنند وزندگی را یک مسابقه دو می دانند و می خواهند هرچه زودتر به هدفی که درافق دوردست است دست یابند و متوجه نمی شوند که آن قدرخسته شده اند که شاید نتوانند به مقصد برسند و اگرهم برسند ناگهان خود را در پایان
زندگی
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 12:27
شب آرامی بود می روم در ایوان، تا بپرسم از خودزندگی یعنی چه؟مادرم سینی چایی در دستگل لبخندی چید، هدیه اش داد به منخواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجالب پاشویه نشستپدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی دادشعر زیبایی خواند، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین:با خودم می گفتمزندگی، راز بزرگی است که در ما جاریستزندگ
مثل تنهایی خودم
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 12:27
می روم تا درو کنم خود رااز زنانی که خیس پاییزند از زنانی که وقت بوسیدن غرق آغوشت اشک میریزند میروم طرح غصه ای باشم مثل اندوه خالکوبی هاش میروم تا که دست بردارم از جهان مخوف خوبی هاش ! مثل تنهایی ِ خودم ساکت مثل تنهایی ِ خودم سر سخت مثل تنهایی ِ خودم وحشی مثل تنهایی ِخودم بد بخت ! علیرضا آذر
گم
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 12:27
معرفي وبلاگ:عزيزان اين وبلاگي كه هم اكنون ميبينيد وبلاگه همين،،،،خارج از شوخي:اين وب از بچه هاي كامپيوتر هست.و ما بچه ها براي آشنايي بيشتر با شما و همينطور صميميت و روحيه ي همكاري و تعاون بين خودمان و ايجاد حس ايثار ،گذشت و دوست داشتن اين وب رو طراحي كرديم.و هدفمان فقط اينه كه چند دقيقه اي بخارج از
معیار
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 12:27
درخت سیبی را میشناسم که زمستان عریان است و در سرما محکم می ایستد.در بهار آرام است و مهیا . در تابستان سرحال و سنگین است و رقصان.در پاییز غمگین است و سبک و ساکت. درخت کاجی را میشناسم همیشه بی حال و سبک است.
بی خبر
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 12:27
معرفي وبلاگ:عزيزان اين وبلاگي كه هم اكنون ميبينيد وبلاگه همين،،،،خارج از شوخي:اين وب از بچه هاي كامپيوتر هست.و ما بچه ها براي آشنايي بيشتر با شما و همينطور صميميت و روحيه ي همكاري و تعاون بين خودمان و ايجاد حس ايثار ،گذشت و دوست داشتن اين وب رو طراحي كرديم.و هدفمان فقط اينه كه چند دقيقه اي بخارج از
سارا
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 12:27
سلام... زهرا جون خوبی؟دلم برات خیلی تنگ شده اگه توام دلت تنگ شده شماره امو تو بخش نظرات همین پست میذارم حتما بهم پیام بده آقا مجتبی؟ آقای برزگر آقا رئوف شما خوبین؟ جالبه که اینجارو هیچوقت نمیتونم فراموش کنم.. همیشه چک میکنمتون... ولی احتمالا هیچکدومتون منو یادتون نیست خوش باشید دوستای مجازی من همیشه...